تبليغاتX

! سلام دوستم خوش آمدی

.نظرت موجب خوشحالی ام میشود

.پس نظر یادت نرود

شاخه ی گل
(-_-).::نوشته ها و انتخاب هایم::.(-_-)

 

امسال دوره ابتدایی را تا روز دیگر به پایان میرسانم از طرف مدرسه دو اردو برای ما ترتیب داده شده بود :

 

اردو اول ما را به یک قصر که درکشور فنلند از اهمیت زیادی برخوردار است ما را برد.

این قصر 700 سال سابقه دارد

 

 

اردو دوم ما بتاریخ 07/05/2008 به یک اردو دوشبانه روزی دراطراف یکی از شهر های (تامپره) رفتیم جالب است که بگویم که هزینه این اردو  در چند سال توسط خود شاگردان تهیه شده بود یعنی ما هرساله به مناسبت های مختلف درجشنهای مختلف چیزی آماده میکردیم  ومیفروختیم.

 آخر سال دوره ابتدایی بود چون سال دیگر همه شاگردان به مکتب دیگر میروند باید این پول را خرج میکردیم تا اینکه زمینه این اردو توسط مدرسه فراهم شد ورفتیم وخوش گذشت جایی شما خالی.

 

روز اول در اردو رفتیم اتاقهای خودرا انتخاب کردیم. من و سه دوست دیگرم یک کلبه را گرفتیم که ما چهار نفر  همراه یک معلم بودیم. در آن کلبه یک خوبی داشت که خیلی معلم خوبی با ما همراه شد یک شب از این اردو توانستیم مسابقه فنلند سلواکی را ببینیم مسابقه هاکی روی یخ بود. آن مسابقه تا ساعت 1:00 شب طول کشید و فنلند برنده شد. ما هر روز باید ساعت 8:00 بیدار می شدیم. صبح آن روز ما چهار نفر خیلی خسته بودیم. ما هر روز صبح در جنگل 1.5 کیلومتر راه می رفتیم. هر روز ما 5 بار غذا می خوردیم. این اردو خیلی خوش گذشت چون که من و دوستانم هر بار به قایق می رفتیم وسط دریاچه خیلی لذت میبردیم. بدترین روز آن روز بود که یک معلم بیشتر از 2 ساعت در مورد درخت و جنگل حرف زد. یک خاطره بد دیگر از این اردواینست  که یک سگ از دستم را داندن گرفت ولی من زود دستم را کشدیم از دهان او. آن سگ ازیکی از همسایه های محل اردو بود از صاحب ان سگ بدم آمد چرایکه سگ اش ادب را نکرده بود. دو روز خیلی روز تمام شد .

 

بعد از دو روز اردو تمام شد برگشیم طرف خانه هایمان . تا چند روز دیگر مدرسه ها پایان می یابد من از مدرسه ابتدایی به مدرسه راهنمایی یعنی متوسطه میروم. البته بعد دوماه و چند روز تعطیلی.

این لینک به سایت همان جای اردوی ما: http://www.matkailutilahaapamaki.com/

این لینک به سایت قلعه: http://www.muuka.com/finnishpumpkin/castles/hameenlinna/hameenlinna_fi.html

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

امسال در فنلند وشمال اروپا هوا نسبت به سال های گذشته گرم است وبرعکس در ایران و افغانستان و....خیلی سرد هست مگر نه؟

ما که در شمال اروپا زندگی می کنیم. امسال دراین روزها که اواخر ماه جدی (دی) است هوادرجنوب این کشور معمولا -1 الی +5 میباشد.  در جلوی خانه ما یک میدان ورزشی واسکی  (skate area )  است که هر سال ماشین می آمد و درروی برفها آب می پاشید وآماده می کرد. ولی امسال فقط دو سه روزی برف بارید وآن میدان آماده شد ما چند مرتبه رفتیم واسکی کردیم وحالا همه اش آب شده است.

ولی هواشناسی میگوید هفته آینده احتمال بارندگی  است. خودی فنلندی که زمستانهای پربرف داشتند ازامسال وسال پیش راضی نیستند.

ولی از جهت دیگر معتدل بودن هوا برای کسانی که به شهر های دور برای عزداری ماه محرم و عاشورا می رفتند آسانی آورده بود. که به راحتی رفت آمد می کردند. مثلاٌ از شهر ما تا مسجد ۷۰ کیلو متر می باشد. کسانی که از شهر ما برای مجلس امام حسین ( ع ) می رفتند می گفتند که ما امسال به آسانی رفت و آمد داشتیم. 

وضعیت هوا در شمال و جنوب فنلند 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

یک خبر داغ از فنلند:

 

دیروز ظهر در 10 کیلومتری شهر ما جوان 18 ساله ای در یک دبیرستان دست به یک کشتار وسیعی زد به تعدادی ۹ نفر که شامل مدیر مدرسه ، پرستار مدرسه ، 5پسر و 2 دختر دانش آموز را به قتل رساند و 10 نفر را زخمی کرد. در آخر با یک گلوله به سر خودش به زندگی خود نیز پایان داد.

 

من دیروز در یک زورنامه فنلندی خواندم که:

 

این حادثه اولین بار بوده است که در فنلند اتفاق افتاده است ۹ انسان بی گناه کشته می شود. این جوان 18 ساله یکی از علاقه مندی هایش تیر اندازی بود. بازی های جنگی را خیلی زیاد بازی می کرد. که یکی از بهترین بازیهایش ‌Battlefield2 بود.

 

این پسر  هیتلر را خیلی دوست داشت . قبل از مرگ خود وصیت کرده بود که مادر، پدر، بازی، و فیلم ها را مقصر ندانید من خودم از این دنیا خسته شده ام. این پسر فیلم های آمریکای را خیلی نگاه کرده بود، در بهار پیش همین طوردر امریکاه یک جوان کوریایی (کره ای)  در دبیرستانی 33نفربه قتل رسانید.

 

ولی این فنلاندی قبل از این که آن جنایت را انجام دهد در یوتیوب خبرش رامنتشر کرده بود درتاریخ 7/11/2007این عمل را انجام خواهد داد درحدود ۲۰۰۰۰۰نفراین خبربازدیدکننده داشت.

 

یک سوال چرا پلیس جدی نگرفت؟

 

امروز که دومین روز این حادثه بود پرچم فنلند نیمه افراشته بلند بود عزای عمومی اعلام شده بود. در مدرسه اکثر معلم ها حتی گریه می کردند و لباس های سیاه پوشیده بودند. در کلیسا مجالس دعا خوانی برگزار بود. همه ای معلم ها در مدرسه، روزنامه ها، رادیو ها، و تلوزیون در این باره گفتگو می کنند و می خواهند علت اش را بفهمند. 

 

          

لینک های خبر:

http://www.hs.fi/kaupunki/artikkeli/Jokelan+ampuja+yritti+sytytt%C3%A4%C3%A4+koulun+tuleen/1135231651427

 

http://www.hs.fi/english/article/Gunman+and+eight+others+die+in+school+shooting+spree/1135231647916

 

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

   ماه رمضان گذشت و عید آمد!

 

 امروز معلم فارسی دری ما سومین روز عید رادریکی ازمکاتب شهرما دربین شاگردان افغانی تجلیل کرد ، درابتدای برنامه معلم فارسی دری درباره عید دروطن صحبت کرد پس ازآن خوردنیهای که شاگردان آورده بودند (  چیپس، پفک، شکولات و نوشابه) همگی خوردند و نوشیدند.

 

 بعد از آن رفتیم دربیرون از سالن ، یک فوتبال درست و حسابی راه انداختیم وکیف کردیم .

 

 برنامه عید از ساعت 12-9 بود، ساعت ۱۲ برنامه تمام شد همگی رفتند طرف خانه هایشان ، ولی من نیم ساعت در آنجا ماندم در باره دو روز گذشته عید بادوست ام  گفتگو کردیم. 

 

 راستی یکی از دوست های فنلندی که همکلاسی من است ۱۲ سال دارد خیلی با هم صمیمی هستیم از من پرسید که چرا شما بعد از ماه رمضان جشن و عید می گیرید؟

بخاطریکه دوباره می توانید بخورید ازاین جهت شما عید میگیرید؟

 

 راستش سوالش برایم جالب بود.

 

من بعد از چند لحظه فکر به او پاسخ دادم  ما عید می گیریم که  توانسته ایم از امتحان خداوند بزرگ بگذریم و به  فکر فقیر ها باشیم ، بعد از پایان رمضان توانسته ایم به آنها کمک کنیم ازاین جهت ما عید میگیریم.

 

یادم رفت که بگویم امسال ده روز بیشتر نتوانستم روزه بگیرم چرایکه پدرم ومادرم نمی گذاشت می گفت تو هنوز کوچک هستی .

 

 

عید همه ی شما مبارک باد!      

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان عزیز

 اول از همه آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما را دارم. و بعد شهادت حضرت علی ( ع ) را به همه ی شما عزیزان تسلیت می گویم.

این شعر زیبا شاعرش ناشناس هست را به شما تقدیم میکنم.

علي مولاي مظلومان عالم        بگو از نارفيقان چون بنالم

از آن شامي که سر در چاه کردي          مرا از درد خويش آگاه کردي

طنين ناله در افلاک افتاد              تمام آسمان بر خاک افتاد

پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند            تو را با ريسمان فتنه بستند

کدامين شب از آن شب تيره تر بود            که زهرا حايل ديوار و در بود

زمان بر سينه خود سنگ مي کوفت       زمين از داغ زهرا شعله ور بود

تو مي ديدي ولي لب بسته بودي         که آيين محمد در خطر بود؟

ندانستم که در چشم حقيقت          کدامين مصلحت مد نطر بود

گلويت استخواني اتشين داشت            که فريادت فقط در چشم تر بود؟

فداي تيغ عريان تو گردم            کسي آيا زتو مظلوم تر بود؟

مه خورشيد طلعت کيست؟ زهرا          چراغ شعله خلقت کيست ؟ زهرا

پس از زهرا علي بي همزبان شد                 اسير امتي نامهربان شد

علي تنهاست در يک قوم گمراه           زبانش را که مي فهمد به جز چاه

پس از او کيسه نان و رطب کو         صداي ناله هاي نيمه شب کو

خدايا کاش آن شب بي سحر بود         که تيغ ابن ملجم شعله ور بود

اذان گفتند و ما در خواب بوديم      علي تنها به مسجد رهسپر بود

در آن شب تا قمر در عقرب افتاد         غم عالم به دوش زينب افتاد

فدک شد پايمال نانجيبان            علي لرزيد و در تاب و تب افتاد

يقين دارم به جرم فتح خيبر         فدک در دست ال مرحب افتاد

علي جان کوفيان غيرت ندارند           که فرمان تو را گردن گذارند

علي جان کوفيان با کياست         جدا کردند دين را از سياست

بنام دين سر دين را شکستند        دو بال مرغ امين را شکستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

در اردوی تابستانی زبان مادری که خودم رفته بودم:

من هفته پیش در اردوی هفت روزه ای اطفال و نوجوانان افغانی مقیم درکشورفنلند رفته بودم. که از تاریخ 25.6. تا 2.7.2007 در اردو بودیم. که من و دو بردارم و رفته بودیم. آن کمپ در پونکاهاریو بود. که ازشهرما تا پونکاهاریو 6 ساعت راه بود. ازشهرما( هووینکه)6 شاگرد در اردو شرکت داشتند.

روز دوشنبه ۲۵/۶/۲۰۰۷  قطار(ترن) از هووینکه ساعت 8:45 حرکت کرد. ساعت 15 در پونکاهاریو رسیدیم.در مجموع سی شش شاگرد و هشت معلم در کمپ بودند.

ما هر روز ساعت 8 ورزش داشتیم تا ساعت 8:30 بعد از باید حمام می رفتیم (شاورمیگرفتیم)و ساعت 8:50 می رفتیم سرود وطن عشق تو افتخارم را می خواندیم و بعد از آن به طرف صبحانه می رفتیم. ساعت 9:30 تا 10:15 درس فارسی یا دری داشتیم. بعد از آن درس جغرافیا و تاریخ داشتیم. بعد از درس دوباره غذا خوری داشتیم بعد از غذاخوری کار دستی و نقاشی داشتیم بعد از دو ساعت دوباره غذاخوری داشتیم. ولی من و دوستم هر دفعه غذا نمی خوردیم. می رفتیم پبنگ پنگ (تنیس روی میز) بازی می کردیم.

 هر شب ما کنسرت هم داشتیم که آقای نسیمی آواز می خواند و پسرش یعنی مسیع نسیمی پیانو می زد. بعد از کنسرت هم غذا داشتیم و بعد از آن هم فلم افغانی تماشا می کردیم و ساعت 22:00 بایدخواب می کردیم.

و شش روز دیگر همین طور پیش رفت ولی روز آخر خوب جشن و کنسرت بزرگی بود وجایزه هایمان را می داد. آخرین روز بدترین روز اردو یا کمپ بود چون که دیگر رفیق هایمان را نمی توانستیم ببینیم ولی خوب بود که همگی کامپیوتر دارند می توانیم چت کنیم.همین الان که این متن را مینوشتم سعید و حسین که در همین اردو با آنها آشنا شدم در چت آمدند که من ازنوشتن باز ماندم ...........خوب چند دقیقه ای چت نمودم آنها خیلی پسر های خوب بودند.

این بود گزارش کوتاه از این کمپی آموزش زبان مادری که خدا کند از این گزارش خوش تان بیاید و دوستان مخصوصا کسانیکه در این اردو شرکت داشته اند نظر دهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط مجتبی  | 

 

ببخشید که دیر آپ می کنم چون که من در یک اردوی  هفته یی  بودم!

 آن اردو در مورد گیاهان و حیوانات اهلی بود. که  ۲۶ دانش آموز شرکت داشتند که ۱۲ شاگرد افغانی و بقیه فنلندی بودند. در آنجا ۵ معلم داشتیم.

روز اول گروه درست کردیم که در هر گروه ۵ نفر باید می بود. معلم گروه ما یک دختر بود که اسمش تاریا بود و به نظر من او بدترین معلم بود. بعد باید به گروه مان اسم می گذاشتیم که نام گروه ما شیر کوهی بود و شیر کوهی را به فنلندی می گوییند پوومات.

ما در این روزها تعطیلات تابستانی خود را می گذرانیم  هوا گرم شده ، گرم که میگویم مثل گرمی ایران ،

افغانستان و پاکستان نیست مثلا گرمترین اش تا ۲۸ در جه میرسد .

+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان!

 

تاریخ 17.5.2007 هِلا تورستای (روز به آسمان رفتن حضرت عیسی مسیح (ع) -  بزبان فنلندی -) بود . بنا به عقیده مسیحی ها  چهلم پرواز عیسی مسیح (ع) به آسمان میباشد. من همراه با خانواده ام  در مراسمی که در مرکز  شهر دایر شده بود ، رفته بودم  ،دراین جشن  موسیقی  ،  آواز و غرفه های فروش انواع اقسام خوردنی ها و.... بود .

 خارجی ها از جمله افغانی ها و هندی ها و پاکستانی در آنجا دیده می شد . که افغانی ها هم مواد خوراکی تهیه و می فروختند چیز های که تهیه کرده از قبیل  بولانی،پراته،سمبوسه،بسراق (خجور) و ... بود که فنلندی ها خوب می خریدند .

در جای دیگر دختران افغانی سرود وطن عشق تو افتخارم را خواندند  و جوان افغانی دیگر یک آهنگ ایرانی را اجرا کرد .

ولی اینبار من عکس زیاد از جاهای این مراسم از دور نزدیک گرفته ام  خدا کند که دیدن عکسها خوش شوید .

 

عکس ها را از این سایت نگاه کنید:

http://www.flickr.com/photos/7605053@N03/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان!

واپپو:

امروز تاریخ ۱.۵.۲۰۰۷ میلادی اول مه که روز کارگر است در اکثر کشور ها تجلیل می شود و همچنین در فنلند هم برگذار می شود.که در فنلند آن جشن را واپپو می گویند.ما امروز در وسط شهر رفته بودیم برای نگاه کردن. در آن جا چیزی به خصوصی نبود جزء مردم موهایشان را رنگ کرده بود و کالباس و .... می خوردند.Hymiö  Hymiö

ما دیر تر رفته بودیمHymiö  قبل از ما نخست وزیر فنلند (ماتتی وانحانن) در شهر ما مراسم که بدین مناسبت برگزار شده بود شرکت کرده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان!

خبری از تیم فوتبالی که من در آن بازی می کنم:

دیروز شنبه ۲۱/۴/۲۰۰۷ در کوولا که یکی از شهر های فنلند هست مسابقه فوتبال داشتیمHymiö  که از شهر ما (هوینکه) تا کوولا ۲ ساعت راه هست- حدود ۱۶۰ کیلومتر -. از ساعت ۷:۱۵ تا ۱۷:۳۰ مسابقه داشتیم. که هر بازی ۳۰ دقیقه طول می کشید. در آن جا بیشتر از ۱۲ تیم بود که از هر شهر فنلند آمده بودند. از شهر ما ۲ تیم رفته بود. ما مسابقه اول خود را ۶-۰ بردیم، مسابقه دوم را ۵-۰ بردیم. در فینال راه یافتیم و مسابقه فینال را ۰-۰ مساوی کردیم و ۳ پنالتی زدیم که در پنالتی ۳-۲ باختیمHymiö  Hymiö  اگر آن مسابقه را می بردیم یا طلا برنده می شدیم یا نقره! مسابقه بعد را ۴-۰ بردیم و برنز برنده شدیم.

 

و از تیم دوم شهرما خبر نشدم که چه کار کردند؟

 ولی همان قدر می دانم که آنها در جایگاه هفتم قرار گرفتند.

خلاصه تیم ما سوم شد!Hymiö

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

روز های بهاری:

در این روز ها که روز های اول بهار است هوا در حال گرم شدن می رود برفها کم کم آب شده تا هنوز درخت ها برگ نکرده اند.

درکل امسال زمستان نسبت به زمستان های قبل هوا گرم بود بهار امسال هم با سال های قبل قرق دارد بعد از نوروز یک باران درست و حسابی نباریده است.

شاید تابستان امسال هم گرم باشد هر سال تابستان گرمترین روزها از 28 درجه بالا نمی رفت. امسال فکر می کنم هوا گرم باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

مد تی شد که نتوانستم اب کنم:

 

 ضمن  تبریک  سال نو (۱۳۸۶)

 

 با دو خبرازشهرکه درآن زندگی میکنم میخواهم جبران کنم، بخوانید ضرر نمی کنید

 

1-   خبر فرهنگی

 

2-   خبر آتش سوزی

 

اما خبر فرهنگی : روز دوشنبه 19.2.07 یک جشن فرهنگی از طرف معلم زبان مادری ( دری یا فارسی) دریکی از مدارس شهر که ما زندگی می کنیم بر گزارشده بود گروه های مختلف نقش داشتند که  گروه های مختلف سرود ، شعر، تیاتر ، رقص ملی ، نمایش لباس و نمایش های ورزشی  اجرا کردیم    که من هم در گروه سرود و هم در گروه نمایش بودم  ، که در آخر برای تعدای معلم زبان دری (فارسی) یک دسته گل داد  ولی برای من نداد ولی از خانواده یی ما برای برادر کوچک ام گل دادند روزی خوبی بود  ، تعدادی از معلمین و شاگردان فنلندی و خبر نگارانی از روزنامه یی شهر ما آمده بود گزارشش را چاپ کردند .

 

وخبر آتش سوزی: تا بحال من آتش سوزی ندیده بودم تازه از مدرسه آمده بودم بیرون رفته بودم برای برف بازی که صدای آژیر امبولانس و موتر(ماشین) پولیس هر لحظه زیاد می شد ولی حس کنجاوی ام زیادشد رفتم که در فاصله 500 متری خانه یی ما بود که دور بر بلاک اش حدودا پنچ موتر(ماشین) آتش نشانی چهار موتر (ماشین ) پولیس سه تا هم امبولانس بود ، در همین لحظات صدای هلی کوپتر هم شنیده شد در همان نزدیکی ها که میدانی بود هلی کوپتر نشست مامورین آتش نشانی آتش سوزی را خاموش کردند چند لحظه بعد یک جسد را به داخل امبولانس انداختند بعد سریع بطرف هلی کوپتر برد هلی کوپتر به پرواز درآمد .

  فردایش در مدرسه بچه ها گفتند  که در آن اتش سوزی یک زن سوخته و مُرده.

چطوری آتش سوزی شروع شد ؟

آتش سوزی این طوری شروع شد. که همان زن مشروب خورده در حال سیگار کشیدن رفته چرت بزنه و درهمان حالی که سیگار روشن مانده و زن هم خواب رفته بود و خانه و خودش را به آتش کشانده است.

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

HymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiö      

Hymiö Hymiöروز دوست مبارک Hymiö Hymiö 

HymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiöHymiö    

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

امام حسین (ع) نواسه ی رسول گرامی اسلام بوده و در زمان او یزید در شام  به حکومت رسید که مرد ستمگر خود خواه و مردم فریب بود.

یزید به ناحق خود را خلیفه ی مسلمین می دانست. دستور های اسلام را رعایت نمی کرد. زمانی که به قدرت رسید از امام حسین (ع) خواست که رهبری او را قبول کند ولی امام حسین (ع) نمی توانست رهبری یکفرد ظالم و ستمگر را قبول نماید.

مردم کوفه که به ظاهر خود را از دوستان امام علی (ع) می دانستند ولی این مردم نه از دوستان علی (ع) بودند و نه از پیروان حسین. همین مردم  از ظلم یزید خسته شده بودند امام حسین (ع) را به کوفه دعوت کردند  و امام حسین (ع)  با یارانش  به کوفه آمد ولی امام حسین (ع) را یاری نکردند.  یزید که از آمدن امام حسین (ع) با خبر شد لشکری برای مقابله با امام حسین (ع) در کوفه فرستاد. لشکر یزید در محله به نام کربلا جنگ با امام حسین (ع) و یارانش در روز عاشورا (10 محرم) سال 61 هجری قمری نمود ودرآن روز به  شهادت رسید.          

امام حسین (ع) با شهادت خود به تمام انسان ها درس آزادی و آزادگی آموخت.امروز در تمام دنیا که پیروان امام حسین (ع) حضور دارند از واقعه ی عاشورا تجلیل می نمایند.

ما هم (در کشور فنلند) از این واقعه تجلیل می نماییم.Hymiö مسلمانان شبها در مسجدی دور هم جمع می شوند به عزاداری و سینه زنی می پردازد.Hymiö

 

 

من این متن را از یک کتاب استفاده نموده ودر وبلاگم گذاشتم.

 

      

                                

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

Hymiö  عید غدیر را به همه ی پیروان و دوستاران حضرت علی تبریک میگویم! Hymiö                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان! (ببخشید که دیر دیر اپ میکنم.)

هفته یپش کارنامه کریسمس را گرفتم خوب خدا را شکر بد نبود ۷ که خوشبختانه هیچی نداشتم .  خوشبختانه این کارنامه زیاد مهم نیست این کارنامه به ما نشان میدهد که در کدام درسها ضعیف هستیم که حالا  میدانم در کدامها باید بیشتر بخوانم.( ریاضی و انگلیسی)

تا حالا که هر روز playstation بازی کردم و نمیشد که بیایم و مطلبی بنویسم.چون دیگر اوقات پدر و مادرم نمیگذارند بازی کنم.

پیشاپیش سال نو میلادی را هم به شما عزیزان تبریک میگویم.Hymiö Hymiö 

 همچنین عید سعید قربان هم تبریک باد.

معدل ................۹

تاریخ ................۹

فیزیک و کیمیا.....۹

فارسی ...........۱۰

نجاری .............۸

نقاشی ...........۸ 

دینی ..............۹

زبان فنلندی ....۸

انگلیسی .......۸

ریاضی ...........۸

بیولوژی .........۹  (بیولوژی)علوم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 دی1385ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

    این هم یک شعر زیبا برای شما دوستان خوب!

 راز و نیاز

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

                                                      عشق یعنی رسم و دل برهم زدن

عشق یعنی یک تیم یک نماز

                                                      عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی با پرستو پر زدن 

                                                       عشق یعنی آب بر آذر زدن

+ نوشته شده در  شنبه 25 آذر1385ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان! در سال  ۶.۱۲.۱۹۱۷ فنلند در چنین روزی استقلالش را بدست اورد.( تقریبا ۸۹ سال پیش) در همین مدت کوتاه خوب پیشرفت کردند.  Hymiö 

و به خاطر این مدرسه هم تعطیل کرده هست.

و افغانستان هم در سیزدهم مرداد ۱۹۱۹ استقلالش را بدست اورد ( تقریبا ۸۵ سال پیش)۲ سال دیرتر از فنلند ! ولی فکر میکنم متاسفانه در افغانستان بعد از ان هم جنگ بوده که پیشرفت کمی داشته هست اما امید دارم که از این به بعد دیگر دارای جنگ و...نباشد تا افغانستان هم روزی کشوری ارام و دارای امنیت باشد و در حال حاضر در حال مشاهده ی کم و بیش  پیشرفت اش  هستیم.( خودم که نرفتم از نزدیک ببینم از عکس ها و فیلمهای که در کامپیوتر میبینم را میگویم) و امید دارم که هر روز بهتر از روز پیش باشد.

راستی برنامه ای هم برای استقلال تدارک دیده شده بود برنامه ای جالبی بود انجا هم رفتم . مثلا یکیش این بود

 ( رئیس شهر هووینکه گفت.)(اکثرا در کودکستانها  تولد بچه ها را جشن میگیرند)دخترم به کودکستان رفته بود و ازش پرسیدم که امروز در کودکستان چه اتقاقی افتاده بود دخترک گفت که امروز تولد یک خاله بود که ۸۹ سالش شده هست که متاسفانه نمیتواند بیاید حاضر شود و بیاید که شمع هایش را فوت کند و نام این خاله فنلند هست.  ولی بجایش ما بچه ها شمع ها را فوت کردیم.

بعدش هم با دوستانم و .... رفتیم در بازیهای فوتبال که کرده ام امسال ۲۰ تا بلیط برنده شدم این بلیط ها قیمتشان ۵.۹۰ یورو هست و دارای نو شابه .چپس . ساندویچ و ... بجای ساندویچ چیپس یا ساندویچ ماهی میگیرم چون گوشت های دیگر حرام هست چون خیلی بازیکن خوبی بودم برایم بلیط دادند (از خودم تعریف کنم )۱۰ تایش را قبلا با برادرم و دوستان خورده بودم ولی امروز دوستانم را دعوت کردم که بقیه اش را بخوریم. 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان! بعد از یک هفته انتظار فازر رفتیم  

خوب حالا از برنامه هایش برایتان بگویم:

 ساعت نه و نیم صبح ماشین از هووینکه حرکت میکرد ولی من که از دیر رسیدن و بی انضباطی بدم میاید ساعت های یک ربع به نه در ایستگاه اتوبوس رسیدم. خوب تقریبا بعضی از دوستانم در انجا قبل از من امده بودند. وبا هم قبل از اینکه معلم بیاید با هم قائم موشک بازی کردیم.

ساعت های ۹:۱۵ معلم با دوستانش که برای کمک به او آمده بودند امدند . خوب بعدش در یک جا جمع شدیم تا معلم ببیند که همه امده اند یا نه ؟ ماشالله همه ی ۵۰ تا بچه امده بودند.ساعت ۹:۴۵ ماشین آمد آنهایی که در بس حالشان بد می شد در جلو نشستند!(یکی از آنها من و دوستم بودیم) خوشبختانه من و دوستم حالمان بد نشد!از هووینکه تا کارخانه فازر که در وانتا قرار داشت ۴۵ دقیقه راه بود! در راه برای اینکه خسته نشویم معلم چیستان پرسید و ما جواب میدادیم. بعدش هم که هر کس جک با حال داشت برای همه میگفت.

 وقتی که رسیدیم دو راهنما ما را به  اتاقی راهنمایی کردند و برایمان در مورد تاریخ درست شدن و پیدایش کاکائو گفتند و  در اخرش یک فیلمی  در مورد پسری که عاشق کاکائو بود را گذاشت پسره فکر میکرد که انها حق کاکائو خوردن را ندارد و فکر دزدی به سرش زده بود. (منظور فیلم این بود که حق دزدی ندارید). 

خوب بعد از دیدن فیلم ۵۰ نفر به سه گروه تقسیم شد که راهنماها بتوانند بهتر برایمان توضیح دهد. خوب جاهای مختلفی را نشان دادند و دیگهای که در زمانهای قدیم  برای درست کردن کاکائو استفاده میکردند را نشان دادند دیگهایش اندازه ی دیگهای که ما برای نذر و مراسمهای بزرگ استفاده میکنیم بود. و چه موادی و به چه اندازه برای ساختن  کاکائو احتیاج داریم را به ما نشان دادند. هر روز ۳ کامیون شیر و دو کامیون شکر

خوب در اخر جای مهم قضیه    در انجا هر گونه کاکائو و با هر طعم  از طعم توت فرنگی گرفته تا طعم فلفل ولی خوب طعم فلفلش را نخوردم    این قدر کاکائو بود تا دلت بخواهد راستی یک چیز جالب دیگر در انجا در هر گوشه پایه های پر از شکلات بود در هر گوشه دیده می شد. بعدش هم هر کس که اب میخواست باید با یک خانوم میرفتیم ولی گفتش اگر بروید دیگر نمیتوانید برگردید ( یعنی هر چقدر میخورید بخورید چون دیگر حق برگشتن ندارید و پشیمانی هم سودی ندارد ) ولی من که تا اخر پر بودم دیگر نخوردم. و در ان لحظه اب را ترجیح میدادم.تنها بدی که انجا بود نوشیدنی نداشت مثلا چایی می بود واقعا می چسبید. و بهترین گردش میشد حیف ....

خوب در اخر میتوانستیم از انجا می توانستیم با نصف قیمت هر جور کاکائو و ادامس و بیسکویت و..... بخریم خوب خرید هایم من کلا دو یورو شد زیاد ولخرجی نکردم

بعدش خود کارخانه برایمان یک پلاستیک پر از هر نوع اش برایمان داد.

(گردش برای دری زبانان و فارسی زبانان تهیه دیده شده بود.)

مردم فنلند از این نوع کاکائو خوششان میاید .

و به نظر خودم هم همین عالی هست.

نظر بدهید!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام!  معذرت که دیر دیر میایم بعد از یک ماه هفته ی پیش دوشنبه برف امد و برایم خوشحال کننده بود چون میتوانم از این به بعد حسابی برف بازی . اسکی روی یخ و .. کنم و همچنین تلویزیون نگاه کنم . زمستان برایم خوشایندتر از تابستان هست. کیف میکنم با این همه تفریح ولی متاسفانه مدرسه مانع تفریح زیادم میشود . راستی هفته ی پیش کارنامه ام را دادند نمره های خوبی گرفته بودم

حالا امیدوارم نمره های  که در کریسمس میگیرم بهتر باشند چون انها مهمتر هستند  بیستم این ماه میرویم کمپانی فازر هر چقدر دلم بخواهد کاکائو میخورم  اخ جان..... نتوانستم عکس از روز دوشنبه بگذارم چون موبایل یادم رفت  

 نظر یادتان نرود!

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت        صد شکر که این امد و صد حیف که ان رفت

عید فطر را به  همه ی مسلمانان و دوستانم  تبریک میگویم.

ما ( من و دوستانم در اینجا ) که خوشبختانه به خاطر تعطیلات پاییزی یک هفته تعطیل هستیم و لازم نیست که روزهای عید مدرسه بریم ولی اگر نبودیم هم یک روز مدرسه تعطیلی میداد .

امسال ۱۴ روز روزه گرفتم. متاسفانه کمتر از سال پیش اگر درست یادم باشد ۱۸ روز روزه  گرفتم . کله گنجشکی که حسابش از دستم رفته هست( خیلی زیاد گرفتم ). 

امسال روزهای اول ساعتهای ۸ شب افطار میشد ولی در این اواخر ساعتهای ۶:۳۰ افطار میشد. سال پیش روزهای اول ساعت ۶ افطار میشد و روزهای اخر هم ساعت ۵ میشد. کلا رمضان در زمستان کیف داره چون هم روزها کوتاه هست و هم  ماهواره  کار میکند و میتوانیم سریالهای ماه رمضان را ببینیم ( تابستان و امسال ماهواره کار نکرد چون درختهای که از شش متر بلندتر هست برگهایش نریخته بود.) .ولی در  کل خیلی  ماه رمضان کوتاهی داشتیم. شما را نمیدانم ولی مال من اینجوری بود.! 

سالهای اینده هم روزها طولانی تر می شود  نمیدانم چطور طاقت کرد !؟؟ماهواره هم کار نمیکند فقط دو ساعت وقت داریم یعنی افطار و سحری را یک جا بخوریم و بعدش همه ی روز را بخوابیمدر ضمن بازی هم نمیتوانیم بکنیم چون انرژی کافی نداریم.

هفته ی اینده هم در مدرسه ی  پولی ماتکا برایمان برنامه های وپژه برای عید فطر معلم زبان مادری تهیه دیده هست. شاید عکس و مطلبی بذارم. ماشاالله ۵۰ تا بچه از ابتدایی و راهنمایی داریم. گروه بزرگی هستیم هر سال عیدهای بزرگ رو جشن میگیریم. و جایتان خالی خیلی خوش میگذرد.

دیشب هم که در فوتبال بارسلونا خراب کاری کرد واقعا برایش متاسفم حالا امیدوارم که در بازیهای بعد ببرد. ابرویم پیش دوستانم رفت بیشترشان طرفدار رئال بودند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

اسپانیان لیگا

۲۲:۰۰  رئال مادرید ۲ - ۰ بارسلونا    به نظر من بارسلونا می برد

*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*

چمپیون لیگ گروه D

۲۱:۴۵ الوپیاوکس ۰ - ۱ آس رما

۲۱:۴۵ والنسیا ۲ - ۰ شاکتار دنتسک 

چمپیون لیگ گروه C

۲۱:۴۵ لیورپول ۱ - ۰ بردِاوکس

۲۱:۴۵ گالتاسارای ۱ - ۲ پسو

چمپیون لیگ گروه B

۲۱:۴۵ انتر ۲ - ۱ اسپارتاک مسکوا

۲۱:۴۵ بایرن مونیخ ۱ - ۰ اسپرتینگ سپ

چمپیون لیگ گروه A

۲۱:۴۵ ودربرمن - لوسکی سفیا

۲۱:۴۵ بارسلونا ۰ - ۱ چلسی

*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*_*

چمپیون لیگ گروه E

21:45 دونام کیو ۰ -۳  لاین

21:45 استاو بچارست ۱ - ۴ رئال مادرید

چمپیون لیگ گروهF

21:45 منچستر یونایتد۳  - ۰ کبنهاون 

21:45 کلتیک ۳ - ۰ بنفیکا 

چمپیون لیگ گروه G

21:45 پرتُ ۴- ۱ هامبورگ

19:30 سکا مسکوا ۱-۰  آوسنال

چمپیون لیگ گروهH

21:45  آندرلچت ۰-۱ آس میلان 

21:45 لیلِ ۳-۱  آعک

 

این هم بازی های تاریخ ۱۷.۱۰.۲۰۰۶

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

این هم یک مقاله

پیشاپیش فرا رسیدن این ماه را به همه تبریک و تهنیت می گویم. 

ماه رمضان امد و امسال هم خداوند به ما توفیق روزه گرفتن دوباره ای را عنایت فرمود و ما را به میهمانی خویش دعوت کرد . با اغوشی باز به استقبال رمضان می روم و امسال هم با اشتیاق بیشتر از سالهای پیش روزه میگیرم .

امسال دعا می کنم که دیگر در سالهای اینده در این کره ی کوچک جنگ و ستیزه ای وجود نداشته باشد.

دعا می کنم که دیگر هیچ کودکی از درد گرسنگی و تشنگی رنج نبرد.

دعا می کنم که همه ی بیماران به زودی شفا پیدا کنند و انها هم بتوانند از نعمت های این دنیا لذت ببرند ومزه ی زندگی را انها نیز  بچشند. و بالخصوص بتوانند از فضیلت این ماه بهره ببرند.

دعا میکنم که خداوند همه ی انسانها را به راه راست هدایت کنند بالخصوص کسانی که خود را مسلمان مینامند که در اصل تروریست هستند را همچنین که نه ابروی برای خود گذاشته اند نه ابرویی برای ما مسلمانان

نظر یادتون نره!

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1385ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

شاید تا نام فنلند را بشنویئد موبایل نو کیا در ذهن تان خطور کند.درست می گویم یا نه؟؟ 

در اینجا طلای سبز هم فروان یافت می شود منظورم جنگل هست ویکی از تامین کننده های کاغذ دنیا نیز می باشد .!؟و به دلیل دریاچه های فراوانی که دارد با ان لقب هزار دریاچه نیز داده اند.اگر با هواپیما از فنلند بگذرید تنها چیزی که به چشمتان می خورد آب و سبزه است.

فنلند در شمال اروپا قرار دارد همسایه هایش از طرف شرق روسیه از طرف غرب سوئد از طرف شمال نروژ و از طرف جنوب استونی.

در مورد نقشه هم که اگر دقت کنید می فهمید که یک دختری هست  که در حال دعا می باشد.

فنلند در سال 1995 عضو اتحادیه اروپا شد .و در اتحادیه جزو پولدارترین کشورها محسوب می شود.

هر فصل زیبایی خودش را دارد و امسال تابستان از سالهای پیش هوای گرم تری داشت تا +۲۸ درجه هم شد.و زمستان سردی هم دارد که به  -۲۸ تا -۳۳ در جنوب میرسد.

خود فنلندیها کشور خود را به زبان فنلندی  "سوامی"مینامند و از کلمه ی فنلند در بین خود  استفاده نمی کنند.

تاریخ هم با به حال زیاد نخوانده ام ولی همانقدر می دانم که فنلند زیر دست روسیه و سوئد بوده هست.

زبانهای که فنلندی ها حرف می زنند فنلندی و سوئد هست.و ۹۶درصد به فنلندی تکلم می کنند وبقیه به سوئدی.جمعیت فنلند 5 میلیون هست و 120 هزارش خارجی میباشدو بیشترین جمعیت خارجی را  استونی ها ویتنام ها.سومالی ها سوئدی ها و تایلندیها تشکیل میدهد. و کمترین جمعیت را افغان ها،ایرانی ها،عراقی ها،کرد ها،ترک ها،چینی ها،روس ها،هندو ها،پاکستانی ها،کامبوج ها می باشد.

ورزش های که فنلند در آن می درخشد هاکی اسکی،فورمولا،رالی،موتور و در فوتبال هم بد نیست یکی از بازیکن های خوب فنلندی سامی هوپیه میباشد که در تیم لیورپول نیز بازی می کند. مثلا لهستان(پولاند) 3-1 برد و در بازی پرتغال هم 1-1 مساوی کرد. شاید هم در جام اروپا هم ششم شود. در سال 1995 هم درهاکی برنده شد.

سیستم درسی فنلند عالی هست وفکر کنم سال 2002 بود که در دنیا در سیستم درسی اول شد. یک خارجی حق دارد از همان کلاس اول تا هر وقت دلش خواست زبان مادری اش را بخواند که دو ساعت در هفته می باشد همچنین درس ادیان تدریس می گردد مثلا من که مسلمان هستم می توانم دو ساعت درس اسلامی درهفته می خوانیم.

زبان انگلیسی از کلاس سوم شروع می شود و درس اجباری می باشد سوئدی در کلاس هفتم ) راهنمایی ( شروع می شود و سوئدی و اشپزی نیز اجباری می باشد. در در اخر سال هفتم می توانی از این درسها سه تا انتخاب کن فرانسوی. المانی (جرمنی) .روسی. موسیقی .کاردستی (خیاطی یا کار با چوب) . نقاشی . کامپیوتر.آشپزی و انها را دو سال بخوانی.

در موسیقی در سال 2006 در ایورو ویسوت با خوانندگی لردی برنده شد و در سال 2007 میزبان اروپا هست و در هلسینکی برگزار می شود.

تاریا هالونن هم ریس جمهور فنلند می باشد که فکر کنم اولین کشوری هست که ریس جمهور زن انتخاب کرده اند. او دوره ی 4 سال خود را طی کرده و حال دوباره نیز انتخاب شد.

 

این هم نمایی از شهر ما هووینکه که 50 کیلومتر دور از هلسینکی(پایتخت) می باشد .

"هلسینکی در جنوب قرار دارد."

و این هم گروه لردی که در سال 2006 برنده اروپا شد.اگر خواستین آهنگ لردی را بشنوید به این سایت بروید:http://www.lordi.fi/main.site?action=siteupdate/view&id=40

 

این هم سامی هوپیه بهترین فوتبالیست فنلندی

 

 این هم نمایی از  روانیمی که در شمال فنلند هست.که در این ماه ها اتفاق می افتد. ژاپنی ها عقیده دارند که هر کس این منظره را ببیند تا اخر عمرش خو شبخت میشود. و به همین دلیل بیشتر توریست ها ژاپنی هست.

 

تاریا هالونن ریس جمهور. نقشه و پرچم فنلند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 شهریور1385ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 


طوفان به جام جهانی راه یافت

تیم ملی کریکت افغانستان که در مسابقات آسیایی مالیزیا، لقب «طوفان» را به خود اختصاص داده است، با کسب مقام سوم این مسابقات، جواز حضور در مسابقات جهانی 2011 کریکت را به دست آورد.
تیم 20 نفری شرکت کننده از کشورمان در مسابقات آسیایی کریکت که در شهر کوالالامپور مالیزیا برگزار شده بود، توانست حریفان قدرتمند خود ایران، تایلند، مالیزیا و نیپال را شکست دهد و به مرحله نیمه نهایی این مسابقات راه یابد.
اما در مرحله نیمه نهایی، تیم کشورمان با شکست مقابل تیم هنگ کنگ از صعود به مرحله نهایی بازماند و پس از پیروزی مقابل نیپال در جایگاه سوم ایستاد.
در این مسابقات تیم امارات متحده عربی و هنگ کنگ به ترتیب به مقامهای اول و دوم دست یافتند و نیپال پس از افغانستان در جایگاه چهارم ایستاد.
در پایان مسابقات آسیایی کریکت، به افغانستان لقب «طوفان» داده شد و به این ترتیب افتخارآفرینان افغانستان توانستند جواز حضور در مسابقات جهانی 2011 را به دست بیاورند.
قابل یادآوری است که مسابقات آسیایی کریکت از تاریخ 23 اسد تا 5 سنبله با حضور 18 تیم از کشورهای آسیایی در شهر کوالالامپور، مرکز کشور مالیزیا برگزار شد.

اشپلاق

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط مجتبی  | 

میلاد با سعادت حضرت مهدی موعود (عج) به همه ی دوستداران اش مبارک باد! 

دوستان عزیز در این مدت کامپیوترم دچار اشکال فنی شده بود و نمی توانستم آبدیت کنم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سال تحصیلی ما شروع شد:

تاریخ ۱۵.۸.۲۰۰۶بعضی از مدرسه های فنلند شروع شد.ساعت ۹ به مدرسه رفتیم.در روز اول اسمهای یکدیگر را یاد گرفتیم و همان روز در مورد تعطیلی هایمان برگشتیم.امسال معلم ما عوض نشده و همان معلم پارسال ما می باشد و خانم مهربان و خوش اخلاقی است.پارسال در مدرسه ی ما شاگردان افغانی زیاد بود ولی امسال ۹ دانش آموز افغانی و دو دانش آموز ایرانی هستند.در کلاس ما مجموعاً ۱۷ شاگرد می باشد که ۱۰ پسر و ۷ دختر هستند.در مدرسه ی ما ۳۳۸شاگرد درس می خوانند.

lieskaliisa.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

  افغانستان به دور نيمه نهايى مسابقات آسيايى کرکت راه يافت                                                                                                                    

تيم ملى کرکت افغانستان با شکست دادن به  تيم ماليزيا ، ميزبان مسابقات آسيايى کرکت، به دور نيمه نيمه نهايى ( سيمى فاينل ) اين مسابقات راه يافت.

 

شهزاده مسعود، رئيس فدراسيون کرکت افغانستان به تاريخ ٣١ اسد در مکالمه تيلفونى ازماليزيابه آژانس خبرى پژواک گفت که تيم ماليزيا قرعه يا تاس را نصيب شد و خودش نخست بازى را آغاز نمود.

 

وى افزودکه تيم ماليزيا قبل از تکميل ٥٠ اور تعيين شده،تمام بازيکنان آن در٤٧ اور از ميدان بازى خارج شده و ١٦٩ دوش را کسب کردند.

 

موصوف گفت که از جانب تيم ملى افغانستان هستى گل و محمد نبى  سه سه بازيکن تيم مقابل را از ميدان بازى خارج نمودند.

 

مسعود گفت که تيم ملى کشور هدف داده شده ازطرف تيم ماليزيا را به آسانى با از دست دادن يک بازيکن در ٢٧ اور کسب نمودند.

 

وى همچنان گفت که از جانب تيم افغانستان نوروز منگل ٧٨ و احمدشاه احمدى ٧٣ دوش را کسب نموده و از ميدان بازى خارج نشدند.

 

به گفته وى، احمد شاه احمدى بازيکن تيم ملى افغانستان به اين دليل که ٧٣ دوش را کسب نموده و يک بازيکن تيم مخالف را نيز از ميدان خارج نموده بود، بحيث بهترين بازيکن اين بازى انتخاب گرديد.