تبليغاتX

! سلام دوستم خوش آمدی

.نظرت موجب خوشحالی ام میشود

.پس نظر یادت نرود

شاخه ی گل
(-_-).::نوشته ها و انتخاب هایم::.(-_-)
سلام دوستان! بعد از یک هفته انتظار فازر رفتیم  

خوب حالا از برنامه هایش برایتان بگویم:

 ساعت نه و نیم صبح ماشین از هووینکه حرکت میکرد ولی من که از دیر رسیدن و بی انضباطی بدم میاید ساعت های یک ربع به نه در ایستگاه اتوبوس رسیدم. خوب تقریبا بعضی از دوستانم در انجا قبل از من امده بودند. وبا هم قبل از اینکه معلم بیاید با هم قائم موشک بازی کردیم.

ساعت های ۹:۱۵ معلم با دوستانش که برای کمک به او آمده بودند امدند . خوب بعدش در یک جا جمع شدیم تا معلم ببیند که همه امده اند یا نه ؟ ماشالله همه ی ۵۰ تا بچه امده بودند.ساعت ۹:۴۵ ماشین آمد آنهایی که در بس حالشان بد می شد در جلو نشستند!(یکی از آنها من و دوستم بودیم) خوشبختانه من و دوستم حالمان بد نشد!از هووینکه تا کارخانه فازر که در وانتا قرار داشت ۴۵ دقیقه راه بود! در راه برای اینکه خسته نشویم معلم چیستان پرسید و ما جواب میدادیم. بعدش هم که هر کس جک با حال داشت برای همه میگفت.

 وقتی که رسیدیم دو راهنما ما را به  اتاقی راهنمایی کردند و برایمان در مورد تاریخ درست شدن و پیدایش کاکائو گفتند و  در اخرش یک فیلمی  در مورد پسری که عاشق کاکائو بود را گذاشت پسره فکر میکرد که انها حق کاکائو خوردن را ندارد و فکر دزدی به سرش زده بود. (منظور فیلم این بود که حق دزدی ندارید). 

خوب بعد از دیدن فیلم ۵۰ نفر به سه گروه تقسیم شد که راهنماها بتوانند بهتر برایمان توضیح دهد. خوب جاهای مختلفی را نشان دادند و دیگهای که در زمانهای قدیم  برای درست کردن کاکائو استفاده میکردند را نشان دادند دیگهایش اندازه ی دیگهای که ما برای نذر و مراسمهای بزرگ استفاده میکنیم بود. و چه موادی و به چه اندازه برای ساختن  کاکائو احتیاج داریم را به ما نشان دادند. هر روز ۳ کامیون شیر و دو کامیون شکر

خوب در اخر جای مهم قضیه    در انجا هر گونه کاکائو و با هر طعم  از طعم توت فرنگی گرفته تا طعم فلفل ولی خوب طعم فلفلش را نخوردم    این قدر کاکائو بود تا دلت بخواهد راستی یک چیز جالب دیگر در انجا در هر گوشه پایه های پر از شکلات بود در هر گوشه دیده می شد. بعدش هم هر کس که اب میخواست باید با یک خانوم میرفتیم ولی گفتش اگر بروید دیگر نمیتوانید برگردید ( یعنی هر چقدر میخورید بخورید چون دیگر حق برگشتن ندارید و پشیمانی هم سودی ندارد ) ولی من که تا اخر پر بودم دیگر نخوردم. و در ان لحظه اب را ترجیح میدادم.تنها بدی که انجا بود نوشیدنی نداشت مثلا چایی می بود واقعا می چسبید. و بهترین گردش میشد حیف ....

خوب در اخر میتوانستیم از انجا می توانستیم با نصف قیمت هر جور کاکائو و ادامس و بیسکویت و..... بخریم خوب خرید هایم من کلا دو یورو شد زیاد ولخرجی نکردم

بعدش خود کارخانه برایمان یک پلاستیک پر از هر نوع اش برایمان داد.

(گردش برای دری زبانان و فارسی زبانان تهیه دیده شده بود.)

مردم فنلند از این نوع کاکائو خوششان میاید .

و به نظر خودم هم همین عالی هست.

نظر بدهید!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

سلام!  معذرت که دیر دیر میایم بعد از یک ماه هفته ی پیش دوشنبه برف امد و برایم خوشحال کننده بود چون میتوانم از این به بعد حسابی برف بازی . اسکی روی یخ و .. کنم و همچنین تلویزیون نگاه کنم . زمستان برایم خوشایندتر از تابستان هست. کیف میکنم با این همه تفریح ولی متاسفانه مدرسه مانع تفریح زیادم میشود . راستی هفته ی پیش کارنامه ام را دادند نمره های خوبی گرفته بودم

حالا امیدوارم نمره های  که در کریسمس میگیرم بهتر باشند چون انها مهمتر هستند  بیستم این ماه میرویم کمپانی فازر هر چقدر دلم بخواهد کاکائو میخورم  اخ جان..... نتوانستم عکس از روز دوشنبه بگذارم چون موبایل یادم رفت  

 نظر یادتان نرود!

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت        صد شکر که این امد و صد حیف که ان رفت

عید فطر را به  همه ی مسلمانان و دوستانم  تبریک میگویم.

ما ( من و دوستانم در اینجا ) که خوشبختانه به خاطر تعطیلات پاییزی یک هفته تعطیل هستیم و لازم نیست که روزهای عید مدرسه بریم ولی اگر نبودیم هم یک روز مدرسه تعطیلی میداد .

امسال ۱۴ روز روزه گرفتم. متاسفانه کمتر از سال پیش اگر درست یادم باشد ۱۸ روز روزه  گرفتم . کله گنجشکی که حسابش از دستم رفته هست( خیلی زیاد گرفتم ). 

امسال روزهای اول ساعتهای ۸ شب افطار میشد ولی در این اواخر ساعتهای ۶:۳۰ افطار میشد. سال پیش روزهای اول ساعت ۶ افطار میشد و روزهای اخر هم ساعت ۵ میشد. کلا رمضان در زمستان کیف داره چون هم روزها کوتاه هست و هم  ماهواره  کار میکند و میتوانیم سریالهای ماه رمضان را ببینیم ( تابستان و امسال ماهواره کار نکرد چون درختهای که از شش متر بلندتر هست برگهایش نریخته بود.) .ولی در  کل خیلی  ماه رمضان کوتاهی داشتیم. شما را نمیدانم ولی مال من اینجوری بود.! 

سالهای اینده هم روزها طولانی تر می شود  نمیدانم چطور طاقت کرد !؟؟ماهواره هم کار نمیکند فقط دو ساعت وقت داریم یعنی افطار و سحری را یک جا بخوریم و بعدش همه ی روز را بخوابیمدر ضمن بازی هم نمیتوانیم بکنیم چون انرژی کافی نداریم.

هفته ی اینده هم در مدرسه ی  پولی ماتکا برایمان برنامه های وپژه برای عید فطر معلم زبان مادری تهیه دیده هست. شاید عکس و مطلبی بذارم. ماشاالله ۵۰ تا بچه از ابتدایی و راهنمایی داریم. گروه بزرگی هستیم هر سال عیدهای بزرگ رو جشن میگیریم. و جایتان خالی خیلی خوش میگذرد.

دیشب هم که در فوتبال بارسلونا خراب کاری کرد واقعا برایش متاسفم حالا امیدوارم که در بازیهای بعد ببرد. ابرویم پیش دوستانم رفت بیشترشان طرفدار رئال بودند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط مجتبی  |