تبليغاتX

! سلام دوستم خوش آمدی

.نظرت موجب خوشحالی ام میشود

.پس نظر یادت نرود

شاخه ی گل
(-_-).::نوشته ها و انتخاب هایم::.(-_-)

مد تی شد که نتوانستم اب کنم:

 

 ضمن  تبریک  سال نو (۱۳۸۶)

 

 با دو خبرازشهرکه درآن زندگی میکنم میخواهم جبران کنم، بخوانید ضرر نمی کنید

 

1-   خبر فرهنگی

 

2-   خبر آتش سوزی

 

اما خبر فرهنگی : روز دوشنبه 19.2.07 یک جشن فرهنگی از طرف معلم زبان مادری ( دری یا فارسی) دریکی از مدارس شهر که ما زندگی می کنیم بر گزارشده بود گروه های مختلف نقش داشتند که  گروه های مختلف سرود ، شعر، تیاتر ، رقص ملی ، نمایش لباس و نمایش های ورزشی  اجرا کردیم    که من هم در گروه سرود و هم در گروه نمایش بودم  ، که در آخر برای تعدای معلم زبان دری (فارسی) یک دسته گل داد  ولی برای من نداد ولی از خانواده یی ما برای برادر کوچک ام گل دادند روزی خوبی بود  ، تعدادی از معلمین و شاگردان فنلندی و خبر نگارانی از روزنامه یی شهر ما آمده بود گزارشش را چاپ کردند .

 

وخبر آتش سوزی: تا بحال من آتش سوزی ندیده بودم تازه از مدرسه آمده بودم بیرون رفته بودم برای برف بازی که صدای آژیر امبولانس و موتر(ماشین) پولیس هر لحظه زیاد می شد ولی حس کنجاوی ام زیادشد رفتم که در فاصله 500 متری خانه یی ما بود که دور بر بلاک اش حدودا پنچ موتر(ماشین) آتش نشانی چهار موتر (ماشین ) پولیس سه تا هم امبولانس بود ، در همین لحظات صدای هلی کوپتر هم شنیده شد در همان نزدیکی ها که میدانی بود هلی کوپتر نشست مامورین آتش نشانی آتش سوزی را خاموش کردند چند لحظه بعد یک جسد را به داخل امبولانس انداختند بعد سریع بطرف هلی کوپتر برد هلی کوپتر به پرواز درآمد .

  فردایش در مدرسه بچه ها گفتند  که در آن اتش سوزی یک زن سوخته و مُرده.

چطوری آتش سوزی شروع شد ؟

آتش سوزی این طوری شروع شد. که همان زن مشروب خورده در حال سیگار کشیدن رفته چرت بزنه و درهمان حالی که سیگار روشن مانده و زن هم خواب رفته بود و خانه و خودش را به آتش کشانده است.

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط مجتبی  |