! سلام دوستم خوش آمدی
.نظرت موجب خوشحالی ام میشود
.پس نظر یادت نرود
خوب حالا از برنامه هایش برایتان بگویم:
ساعت نه و نیم صبح ماشین از هووینکه حرکت میکرد ولی من که از دیر رسیدن و بی انضباطی بدم میاید
ساعت های یک ربع به نه در ایستگاه اتوبوس رسیدم. خوب تقریبا بعضی از دوستانم در انجا قبل از من امده بودند. وبا هم قبل از اینکه معلم بیاید با هم قائم موشک بازی کردیم.![]()
ساعت های ۹:۱۵ معلم با دوستانش که برای کمک به او آمده بودند امدند . خوب بعدش در یک جا جمع شدیم تا معلم ببیند که همه امده اند یا نه ؟ ماشالله همه ی ۵۰ تا بچه امده بودند
.ساعت ۹:۴۵ ماشین آمد آنهایی که در بس حالشان بد می شد در جلو نشستند!
(یکی از آنها من و دوستم بودیم
) خوشبختانه من و دوستم حالمان بد نشد
!از هووینکه تا کارخانه فازر که در وانتا قرار داشت ۴۵ دقیقه راه بود! در راه برای اینکه خسته نشویم معلم چیستان پرسید و ما جواب میدادیم. بعدش هم که هر کس جک با حال داشت برای همه میگفت.
وقتی که رسیدیم دو راهنما ما را به اتاقی راهنمایی کردند و برایمان در مورد تاریخ درست شدن و پیدایش کاکائو گفتند و در اخرش یک فیلمی در مورد پسری که عاشق کاکائو بود را گذاشت پسره فکر میکرد که انها حق کاکائو خوردن را ندارد و فکر دزدی به سرش زده بود. (منظور فیلم این بود که حق دزدی ندارید).
خوب بعد از دیدن فیلم ۵۰ نفر به سه گروه تقسیم شد که راهنماها بتوانند بهتر برایمان توضیح دهد. خوب جاهای مختلفی را نشان دادند و دیگهای که در زمانهای قدیم برای درست کردن کاکائو استفاده میکردند را نشان دادند دیگهایش اندازه ی دیگهای که ما برای نذر و مراسمهای بزرگ استفاده میکنیم بود. و چه موادی و به چه اندازه برای ساختن کاکائو احتیاج داریم را به ما نشان دادند. هر روز ۳ کامیون شیر و دو کامیون شکر ![]()
خوب در اخر جای مهم قضیه در انجا هر گونه کاکائو و با هر طعم از طعم توت فرنگی گرفته تا طعم فلفل ولی خوب طعم فلفلش را نخوردم این قدر کاکائو بود تا دلت بخواهد راستی یک چیز جالب دیگر در انجا در هر گوشه پایه های پر از شکلات بود در هر گوشه دیده می شد. بعدش هم هر کس که اب میخواست باید با یک خانوم میرفتیم ولی گفتش اگر بروید دیگر نمیتوانید برگردید ( یعنی هر چقدر میخورید بخورید چون دیگر حق برگشتن ندارید و پشیمانی هم سودی ندارد ) ولی من که تا اخر پر بودم دیگر نخوردم. و در ان لحظه اب را ترجیح میدادم.
تنها بدی که انجا بود نوشیدنی نداشت مثلا چایی می بود واقعا می چسبید. و بهترین گردش میشد حیف ....
خوب در اخر میتوانستیم از انجا می توانستیم با نصف قیمت هر جور کاکائو و ادامس و بیسکویت و..... بخریم خوب خرید هایم من کلا دو یورو شد زیاد ولخرجی نکردم![]()
![]()
بعدش خود کارخانه برایمان یک پلاستیک پر از هر نوع اش برایمان داد.![]()
(گردش برای دری زبانان و فارسی زبانان تهیه دیده شده بود.)![]()

مردم فنلند از این نوع کاکائو خوششان میاید .
و به نظر خودم هم همین عالی هست.
نظر بدهید!!